رضا قليخان هدايت

1265

مجمع الفصحاء ( فارسي )

322 على شطرنجى سمرقندى بخواجه دهقان على مشهور بود كاروان بلاغت را خواجه و دفتر فصاحت را ديباچه شاهان ميدان سخن پياده رخ بر پاى اسب فكرتش سودندى و پيل‌تنان عرصهء ادراك در جنب فرزين فرزانهء خاطر دراكش مات بودندى بالامعى جرجانى و شمس خاله مصاحب بوده و كسب شيوهء شاعرى را از سوزنى نموده اما حكيم سوزنى چندين قصيده در مدح وى گفته علىاىحال مردى با افضال و سخاوت خصال بوده از اشعار او منتخب شد . قطعات در تجريد و تحقيق و هجا چند گويى اى امير آخر كه از اقبال من * در پناهى از بد ايام و فارغ‌دل ز قوت گر تو ندهى قوت جان من دهد آن‌كس كه داد * قوت جان يونس پيغمبر اندر بطن حوت ور ندارى در پناهم داردم آن‌كس كه داشت * مر محمّد را بغار اندر پناه عنكبوت و له انصاف همه خلق بدادى بتمامى * زان روى درخشنده و زان برشده قامت گر شرط غرى كردن اين بد كه تو كردى * پس بر همه غرهاى جهان نيست ملامت سخنم عجب آيد كه ترا چندين آسيب * بر . . . برسيده است و تو هستى به‌سلامت بر . . . تو زان روى نكو رنج رسيد است * بر روى تو خصمى كند آن . . . بقيامت